قدوقواره شما
اواسط عید بود که سرما خوردی یک روزی را خودم بهت دارو دادم
فرداش حالت به طرز وحشتناکی (از نظر من) بد بود آبریزش بینی شدید و عطسه و تب
با پدر گرامی بردمیت دکتر ..باور کن 20 دقیقه ای که منتظر بودیم که نوبت مون بشه بهم چند ساعت گذشت
خیلی دلشوره گرفتم ..خلاصه بالاخره رفتیم خدمت دکتر جان ... سلامی و علیکی و تبریک عید و بعدش توضیح راجب تو و شروع معاینه دکتر از شما
ابتدا گوش دادن به صدای درونت از طریق گوشی مخصوص در همان موقع شروع صحبت تو :
آقا ..آقا ..آآآقا ...آقا
دکتر : عمو جون هیس
بعدش معاینه گوش تو که خدارو شکر در سکوت گذشت
بعدش معاینه از گلو شما که دهنتو باز نمیکردی دکتر ادا این کارو در آورد تو زیر بار رفتی و اون هم چوب بدمزه را ته حلقت هل داد....
وای که دیگه ول نمیکردی پشت سر هم
آقا.. آقا ..آقا......دهنت باز میشد به اندازه یک غار و زبونتو می آوردی بیرون و صدایی از ته حلقت بیرون میومد عااااااااااااااااعااااااااا
کار معاینه که تموم شد نوبت قد و وزنت رسید
خدارا شکر قدت عالی بود 89 /cm و وزنت kg/13.600 که دکتر گفت در مورد وزنت کمی رعایت بشه
قابل ذکر هست که من اصلا چربی و قند و مصنوعات را کلا از برنامه ات حذف کردم و اصلا از اول میونه ای نداشتم اما دکتر گفت باید تحرک داشته باشی
آقا اینو گفت شما دویدی به سمت سالن انتظار بیچاره بابات پا به پات میدوید
دیدم با صندلی مخصوص بچه ها اومدی به اتاق یا همون مطب دکتر حالا من هم مدام بهت گوش زد میکردم این متعلق به ما نیست و حواست باشه همینجا میمونه
موقع خداحافظی شما و صندلی باهم اومدید بیرون و البته با صدای مافوق صوت
دکتر هرچی بهت میگفت عممو جون خداحافظ و تو اصلا نمی شنویدی.
من مطمئن شدم که اونروز دکتر هم برای اولین بار پی به قدرت شفا بخشی دستانش برد
والبته اصلا از این قضیه خوشحال نشد چون مطب روی هوا معلق بود


قدوقواره شما
